baroonii
وسیع باش..... و تنها.......و سربه زیر.........وسخت...
اتفاقی که بیفته ...افتاده ....باید تحملش کرد!!!!!!! گاهی نمیتوانی ارام بنشینی...گاهی نمیتوانی نه بگویی...گاهی تنها کاری که میتوانی انجام دهی سکوتی است طولانی و تلخ وترش!!!! فکرهایم سنگین شده اند ...نگران سرم هستم!!!! زندگی شطرنج است همه سرباز شدند تا که هر لحظه تو را کیش کنندو برانند برون از صفحه و تو را مات کنند اسب هاشان همه نعل تازه تا بتازند به تو برخ ات میکشند از هر سمتی همه اعمال تو را حرکاتت همه حساس شدند گر چه شاه است تو راولی باید که گریخت از همه سربازان تا که ماتت نکنند زندگی شطرنج است تو اگرمیخواهی که بمانی امروز باید او را ببری سایه فیل و وزیران زمان بر سر توست باید امروز گریخت تا که ماتت نکنند ولی امروز دگرمهرهای سوختهای تو در این صفحه و بس زندگی شطرنج است خوب اندیشه نما تا که ماتت نکنند!!! در فلسفه هم گاهی شعرهای لطیفی هست. مثل این حرف که میگه خداوند از شدت ظهورش مخفی است. در واقع مفهوم این حرف اینه که خداوند اونقدر هست که گویی نیست. اون قدر حضور داره که انگار غایبه. اصلا غیبت اش به دلیل شدت ظهورشه. میگن خداوند مثل یک صداست که از اول آفرینش تا آخر اون با یه حالت پیوسته در هستی نواخته میشه. چنین صدایی رو تا ق...طع نشه کسی نمیتونه بشنوه. در واقع دائمی بودن صدا مانع شنیدن اش میشه. شاید به همین دلیله که ما نمیتونیم خداوند رو درک کنیم. به نظر من این خیال انگیزترین شعریه که انسان در طول تاریخ سروده : روی ماه خداوند را ببوس... مصطفی مستور... سرما خورده ام... حس خوبی ندارم... نگرانم ... !!!! دلم کمی بارانی است..!!!
مرا به در آمدن آفتاب امید میدهد
ابله دلسوز سادهای ست
که نمیداند
نومیدی سر آغاز دانایی آدمیست...
| Design By : Night Skin |

